*به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی*

 

*به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی*
اونی که زود میرنجه
زود میره، زود هم برمیگرده.
اما اونی که دیر میرنجه
دیر میره، اما دیگه برنمیگرده..
.…..
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد
از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.
…...
بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن.
…...
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم
بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.
…...
شاید کسی که روزی با تو خندیده است را از یاد ببری، اما هرگز آنرا که با تو
اشک ریخته است را فراموش نخواهی کرد.
…...
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است.
.…..
از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.
…...
اگر بتوانی دیگری را همانطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی
است.
…...
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو
گریه میکنه عاشقته.
…...
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "
-یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم "
-قدری احساسات پشت"به من چه اصلا "
-مقداری خرد پشت " چه بدونم"
-و اندکی درد پشت" اشکالی نداره" هست.
…...
كسي كه دوستت داره، همش نگرانته.به خاطر همين بيشتر از اينكه بگه دوستت دارم
ميگه مواظب خودت باش

بهلول قبول شد

بهلول قبول شد

(هارون الرشید) خلیفه عباسى خواست کسى را براى قضاوت بغداد تعیین نماید، با اطرافیان خود مشورت کرد، همگى گفتند: براى

این کار جز بهلول صلاحیت ندارد.

بهلول را خواست و قضاوت را به وى پیشنهاد کرد. بهلول گفت: من صلاحیت و شایستگى براى این سمت ندارم.

هارون گفت: تمام اهل بغداد مى گویند جز تو کسى سزاوار نیست، حال تو قبول نمى کنى!

بهلول گفت: من به وضع و شخصیت خود از شما بیشتر اطلاع دارم، و این سخن من یا راست است یا دروغ، اگر راست باشد

شایسته نیست کسیکه صلاحیت منصب قضاوت را ندارد متصدى شود.اگردروغ است شخص دروغگو نیزصلاحیت این مقام را

ندارد. هارون اصرار کرد که باید بپذیرد، و بهلول یک شب مهلت خواست تا فکر کند. فردا صبح خود را به دیوانگى زد و سوار بر

چوبى شده و در میان بازارهاى بغداد مى دوید و صدا مى زد دور شوید، راه بدهید اسبم شما را لگد نزند.

مردم گفتند: بهلول دیوانه شده است! خبر به هارون الرشید رساندند و گفتند: بهلول دیوانه شده است.

گفت: او دیوانه نشده ولکن دینش را به این وسیله حفظ و از دست ما فرار نمود تا در حقوق مردم دخالت ننماید.

آرى آزمایش هر کس نوعى مخصوص است نه تنها ریاست براى بهلول آماده بود بلکه غذاى خلیفه را براى او مى آوردند مى گفت:

غذا را ببرید پیش سگهاى پشت حمام بیاندازید، تازه اگر سگها هم بفهمند از غذاى خلیفه نخواهند خورد!

شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به
صبح میرسد
گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی
بسته است
مردمان من امانت آسمانند بر این خاک تلخ
مردمان من خان و مان من اند

کوروش بزرگ

بیادتان مى آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمى ، محبت اوست پس ؛محبت کنید چه به دوست ، چه به دشمن! که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست. “کوروش بزرگ”

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است
“کورش بزرگ”

مراحل چهارگانه تحقیق

مراحل چهارگانه تحقیق در ایران:

Ctrl+A

Ctrl+C

Ctrl+V

Ctrl+P

..

فقر گرسنگی نیست

فقر عریانی هم نیست

فقر گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان می کند
فقر چیزی را " نداشتن" است، ولی آن چیز پول نیست .....

طلا و غذا نیست


ادامه نوشته

برنده بهترین پوستر سونامی ژاپن

                                 " />


برنده بهترین پوستر پس از واقعه تلخ سونامی ژاپن. یعنی امید تو این قوم غوغا میکنه و به همکاری و توانایی وعشق و علاقه اشان به میهن اعتقاد عملی  دارند.