مهمون نمی خوای خدا
الهی
نه من آنم که ز فیض
نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را
ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد ،
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم ، چو گدا
بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در ،
که جز این خانه مرا نیست پناهی


+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 10:21 توسط طاهره قليان اول
|
