باسلام

خداوندا برای دوستانم دعا میکنم که :

دلشان را در جویبار زلال رحمتت شستشو دهی تا هر کجا تردیدی هست ایمان، هر کجا زخمی هست مرهم، هر کجا نومیدی هست امید وهر کجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد.

الان كه اين مطالب رو ميخونيد هممون كيلومترهاازهم فاصله داريم.

اینجا جاییه واسه حرف زدن،گفتن،گفتن خاطرات،دل نوشته هاوتجربیات تلخ وشیرینی که تو این سال ها همراهمون خواهد بود.

من به اميد ياد گرفتن وبه امید فرار از فکر اینکه دوستامو از دست دادم میام تو این وبلاگ.

به اميد روزي كه دبيران امروز هرروزشون بهتر از ديروز باشه.

چراآب گرم زوتر از آب سرد یخ می زند؟

تا سال ۱۹۶۹، یعنی زمانی که یک دانش‌آموز دبیرستانی تانزانیایی، به صورت تصادفی متوجه آن شد، این پدیده توسط ...........

ادامه نوشته

وصیت نامه آلبرت انیشتن

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند . چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.
خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. >> >>هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند .
اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند.

برترین دانشگاههای دنیا در شیمی و زیست‌

برترین دانشگاههای دنیا در شیمی و زیست‌
در پی انتشار نتایج رتبه بندی شانگهای و اعلام امتیاز برترین دانشگاههای جهان بر اساس معیارهای مشهور این رتبه بندی، جایگاه و امتیاز دانشگاهها در دو بخش موضوع و رشته مشخص شد که در این بخش به موضوع شیمی و رشته های علوم زیستی  می پردازیم.

به گزارش خبرگزاری مهر، در موضوع شیمی، رتبه بندی جدید شانگهای از دانشگاه های جهان، این بار دانشگاه کالیفرنیا برکلی به هاروارد و کمبریج مجالی نداده و با اختصاص دادن تمامی 100 امتیاز در رتبه اول قرار گرفته است. پس از برکلی دانشگاه هاروارد با امتیاز 98.7، دانشگاه کمبریج با امتیاز97.8، دانشگاه استنفورد با امتیاز 94، موسسه تکنولوژی فدرال سوئیس با امتیاز 87، موسسه تکنولوژی کالیفرنیا با امتیاز 85.2، دانشگاه کیوتو با امتیاز 82.5، MIT با امتیاز 80.5، دانشگاه آکسفورد با امتیاز 76.4 و دانشگاه نورثوسترن با امتیاز 79.1 در رتبه های دوم تا دهم قرار دارند.
ادامه نوشته

شیمی دوست دارم ....نه میمیرم براش

مغز ما اکسید گشت و سوختیم
بسکه شیمی تجزیه اموختیم
                                                      هی اسید و باز دعوا می کنند
                                                      خاک عالم بر سر ما می کنند

چون که شیمی با فیزیک همراه شد
چاله گود انرژی چاه شد

                                                      این شرودینگر مرا دیوانه کرد
                                                      تابع موجی مرا بیچاره کرد

درس دیگر درس شیمی معدنی است
پر ز اسرار عجیب و دیدنی است

                                                      هر اتم باشد مثال یک پیاز
                                                      می زند هی چرخ با آهنگ جاز

کمپلکس این فلز با آن لیگند
فهم آن مشکلتراز فتح سهند

                                                      شیمی آلی یکی درس حجیم
                                                      خواندنش هم مشکلی باشد عظیم

واکنشهایش همی پر رمز و سر
از دیلز- آلدر گرفته تا فیشر

                                                       بس که دیدم طیفهایی پر ز پیک
                                                       می کند مغزم چو ساعت تیک و تیک

                          جوهر طبعم بشد اینجا تمام
                            پس خداحافظ بود ختم کلام
                                                                                     (البته سلام به شما بود ختم کلام!)

تبريك آغاز سال تحصيلي جديد !!!

به نام خداوند جان وخرد
فرا‌تر از تمامی بود و نبود‌ها؛ باید‌ها و نباید‌ها و با الهام از انسانی‌ترین آرمان‌ها، رو در رو با جهل و

 ناراستی برای زدودن کاستی‌ها، نور و گرمای مهر را در آشیان وجود کودکان سرزمینمان جاری

 کنیم. از طبیعت، گوناگونی زیست و از درختان، راز ماندگاری را بیاموزیم و بیاموزانیم. پرسش‌گری

 را نه آغاز و نه پایانی است، فصل نوین آن را بی‌هراس از خطا‌ها که سرشت این راه است، و به

 رغم شرایط که آن را برنمی تابد، آغاز می‌کنیم: پر امید و پی گیر.

باور کنیم که انسان کارگردان شرایط است نه بازیگر آن.

امیدوارم خشكي جلسات طولاني را با شوخ‌طبعي قابل تحمل كنيد.

                                                                                                         پیروز وسربلند باشید

برگزیدگان نوبل شیمی از آغاز تا امروز

در ادامه مطلب یک فایل pdf قرار داده ام که به توضیح کامل وکشورها و برندگان جایزه نوبل از ابتدا تا امروز می پردازد.

ادامه نوشته

کلیپ زیبای آلیاژ های حافظه دار

آلیاژ حافظه‌دار (به انگلیسی: Shape Memory Alloy) به آلیاژهایی گفته می‌شود که خواص ترمومکانیکی قدرتمندی همراه با تغییر ناگهانی در ساختار شبکه خود از طریق استحاله مارتنزیتی فعال‌شده توسط تنش یا دما نشان می‌دهند.

ادامه نوشته


نکته های خواندنی


 
انسان موجود عجيبی استـــــ
 
اگر به او بگـوييد در آسمـان، يـكصد ميـليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد
 
بي چون و چرا مي پـذيرد، اما اگر در پاركی بـبيند روی نيـمكـتي نوشته اند رنگی نشـويد
 
بي درنگــــ انگشتــــ خود را روی نیمکتــــ می کـشد تا مـطمئـن شـود
 
 
نیچه
https://lh3.googleusercontent.com/-NcBGGV6hkf0/T35ap7GtvWI/AAAAAAAABz4/sayxPL-5M8s/w497-h373/431007_407028082645249_100000141838278_1699374_59353958_n.jpg

ادامه نوشته

کلینیک خدا


احمد شاملو
 
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم
خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد
.

ادامه نوشته

عید سعید فطر بر همه ی شما دوستان روزه دار مبارک

برای شیمیست ها

اگه نافلزی و محتاج الکترون، مثل هالوژن ها، مصرانه برای رسیدن به هدفت تلاش کن؛ولی هالوژن باش و به همون یه الکترون قانع! 
زیاده طلبی کار کربن های رو سیاهه!

البته گاز نجیب شدن و از قیل و قال دنیا و سوداهای جهان رهایی یافتن، کار هر کسی نیست. ولی اگر یک نفر به اون مقام برسه، میشه مثل نئون و زنون که اطرافش رو روشنایی می بخشه....

ادامه نوشته

 

تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخمهای من خوب میشود
نه زخمهای تو ... 

 

 

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

در این که ما ایرانی ها جوگیر هستیم که جای هیچ شکی نیست و دلیل اصلی شکستهای گروهیمان در طول تاریخ برمیگردد به همین جوگیر بودنمان. یک روز جوگیر میشویم و زنده باد میگوییم فردایش باز جوگیر میشویم و مرده باد میگوییم. یک روزیکی رامی کنیم  مراد و پیشوا، فردایش از بردن نامش حالمان بد میشود. 

ادامه نوشته

عمه عطار


چندی پیش دوستم تعریف می کرد که برادرزاه ی دبستانی اش هیجان زده از مدرسه به خانه می آید و می گوید که سر صف اعلام کردند که هر کس که بهترین تحقیق راجع به زندگی عمه عطار بکند و تا پایان هفته به مدرسه بدهد جایزه تعلق می گیرد.
همه خانواده به اصرار برادرزاده به تکاپو افتادند تا راجع به عمه عطار تحقیق کنند اما دریغ از یک خط که در مورد خانواده پدری عطار در کتابها نوشته شده باشد و معلوم نبود آیا عطار عمه هم داشته است یا نه؟ به هر کسی که دستی در ادبیات داشت رو انداختند و همه متعجب بودند که این دیگر چه جور مسابقه ای است؟ باز اگر راجع به خود عطار بود یک حرفی اما عمه عطار؟!!!
خلاصه آخر هفته مادر بچه تصمیم می گیرد به مدرسه برود و با مسئولین آن صحبت کند که این چه بساطی است که راه انداخته اند و تحقیق محال از بچه ها خواسته اند. فکر می کنید چه جوابی به وی داده اند؟
مدیر مدرسه پاسخ می دهد : که اصلا موضوع این مسابقه تحقیق در مورد زندگی عمه عطار نبوده بلکه تحقیق در مورد زندگی ائمه اطهار بوده است....

بخشی از کتاب بابا لنگ دراز


از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت


جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و
زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق
دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید
نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می
بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.
دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است.
آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او
می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت وزمانی که ازدست رفته و به دست
نخواهد آمد. ... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از
دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات
خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را
بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات
خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم.

دوستدارتو : بابالنگ دراز

فقط یه ایرانی میتونه


فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره , پارک بره,ورزش هم کنه,
بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه :))
***
فقط یه ایرانی میتونه کند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگین ارایشگر!
***
 فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن
چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!
اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن :)))
***
 فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!
***
 فقط تو ایران مدارسو 5شنبه ها تعطیل میکنن ولی به جاش بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن باپولهای آنچنانی !!!
***
 تعمیرات مدل ایرانی‌:
۱-درشو باز کردن و فوت کردن. ۲-کامل باز کردن و دوباره بستن
۳-محکم زدن(مثل به پشت کنترل تلویزیون).
***
 فقط آسمون ایران میتونه : کمی ! تا قسمتی! نیمه ابری! همراه با بارش پراکنده!در برخی از نقاط باشه. . . ( آخر ادبیاته این جمله)! :
***
 فقط در تهران که مردم شمال شهردر سال 2011میلادی و مردم جنوب شهر در سال 70 هجری قمری زندگی میکنن!
***
 تنها ایرانیان که وقتی میخوان از خیابون رد شن به جا اینکه به چراغ عابر نگاه کنند
به ماشینا نگاه میکنن که کی خلوت میشه سریع رد شن!
***
 اگه ورزشی به نام "سگ دو" وجود داشت ما ایرانیا حتما توش می تونستیم یه خودی نشون بدیم... !!!
***
 فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ,نوشابه رو با آبگوشت, سبزی رو با کوکوسبزی,
و کالباس رو با نون سنگک بخوره!
***
 فقط یه ایرانی میتونه بره قشم لباس بیاره تو خونه بفروشه و بگه اینارو از دبی و ترکیه اوردم!
***
 فقط یه ایرانی میتونه جلوی خودپرداز بانک با دیدن جمله لطفا منتظر بمانید استرس رو
با بیشترین فشار تحمل کنه و با نگاهی ملتمسانه به دستگاه تو دلش بگه
که اگه پول نمیدی جون هرکی دوست داری کارتم رو بده و بعد از دیدن جمله دستگاه
در حال شمارش وجه می باشد به ناگاه آرامش تمام وجودش رو فرا بگیره دقیقا مثل
فرود موفقیت آمیز هواپیما اونم در فرودگاه مشهد !!!
***
 فقط یه ایرانی میتونه وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه :)))
***
 فقط یه ایرانی میتونه اول از دستشویی بیاد بیرون بعد زیپ و کمربندشو ببنده :
***
 فقط یه ایرونی میتونه اینجوری آشپزی کنه و به نظرش هم آخر برنامه آشپزیه!
آشپزی سامان گلریز: ماهیتابه چدنی دسینی رو میذارید روی گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرویس عرضه میشه,یه کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش و یا از کره اطلس طلایی استفاده کنید, دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش,اگر در حین کار خسته شدید میتونید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید,دیدید که چه سریع یه غذای خوب آماده شد!
تا برنامه بعد همتون رو میسپارم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران و دانا !!
***
 فقط یه ایرانی میتونه وقتی مامور آمارگیر میاد در خونه اشون،بگه شرمنده من اینجا مهمونم,صاحبخونه رفته مسافرت!
***
 فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه
***
 فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!
***
 فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه!
***
 فقط یه ایرانی میتونه طوری زل زل نگات کنه تو خیابان که نفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !
***
 از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند
از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما باز مردم افسرده تر میشند
از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما باز مردم بیکار تر میشند
از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم باز بی خانمان تر میشند
از هر 2 نفر یکی دماغش رو عمل کرده اما باز قیافه ها زیبا نمیشند
از هر 2 نفر یکی حاجی شده اما باز مردم بی خدا تر میشند!
***
 فقط یه ایرانی میتونه از بی قانـــونی مملکت بنـــالـــه,
اما موقــــع دعـــوا و درگیـــــری بگـــــه مملکت قانــــون داره!
***
 فقط یه زن ایرانی
درباره زندگی دخترش میگه: شوهرش خیلی خوبه همش میبرتش مسافرت و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ، دخترم خوشبخت شد واقعا!
درباره زندگی پسرش میگه:بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرهای خانم کنه!
از سر کار هم که خسته میاد خونه خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد پوشک بچشو خودش عوض کنه، پسرم بد بخت شد واقعا!!!
***
 اینجا ایران است :
کارت شارژیو که مغازه دار4700میخره و ما 5500میخریم و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی !!!
***
 فقط یه معلم ایرانی میتونه(البته از نوع اول دبستانی) بری ترسوندن دانش آموزاش و زود خوابیدن اونا بهشون بگه:من رفتارای شما رو تو خونه با دوربین میبینم!:)))
***
 فقط یه کارخونه ایرانـــی می تونـــــه بهــــت یه بستـــــه هوا بــــده که توش چــند تا دوونـــه چیپس هم اشانتـــــــــیون باشــــــــه!
***
 فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر می‌کنه می‌بینه همش آخره صفه!
***
 اینجا ایران است یعنی:
ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟
ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین؟ چنده؟
***
 فقط یه ایرانی میتونه وقتی توی مهمونی یا عروسی آب خوردن گیرش نیاد،
قرص قندش رو با یک لیوان نوشابه بخوره!
***
 فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو ایرانه همش دنبال جانی واکر و شراب فرانسوی و
رستورانای مکزیکی و ایتالیایی باشه،
بعد وقتی رفت خارج در به در بگرده دنبال دوغ آبعلی و شراب شیراز و شربت سکنجبین
و رب یک و یک !
***
 فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!

پاورقی


 
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : 
پدر عزیزم، 
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست‏‏دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با
stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی. 
با عشق، 
پسرت، 
john 
پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه 
tommy. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن!
 

قصارات

ه هزار اميد از خانمم می پرسم
از کجا بدونم منو واسه خودم دوست داری؟
برگشته ميگه:
قيافه و هيکل که نداری
بچه مايه دارم که نبودی
اخلاقتم که گند دماغه
به جز خودت چيزی واسه دوست داشتن نمی مونه عزيز دلم !
 
 
يکی از دوستام توی دانشگاه عاشق يه دختره شده بود که کاپشن آبی ميپوشيد...
هوا گرم شده بود دختره بعد از عيد اون کاپشنو ديگه نپوشيد
دوستم گمش کرد!!!
 
 
ه
 
 
يه خانوم همسايه داريم که هر وقت ميخواد پارک دوبل کنه
من با نيم کيلو تخمه ميشينم تو تراس
 نيگاش ميکنم ...
اصن يه وضعیه هااااااااا
 
 
به عشق در نگاه اول اعتقاد داری ؟ يا دوباره از جلوت رد شم ؟
 
 
ای همه وجود من
ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من
ای کسی که درو بستی به روی من درو باز کن دستم مونده لای در
 
 
يکی از سوالاتی که ذهن منو درگير کرده
اينه که اين آتشنشان های محترم ،
چرا همون طبقه ی اول نمی شينن
که وقتی ميخوان برن ماموريت مجبور نشن
از اون ميله ها سر بخورن بيان پايين؟!
 
 
گرگه در خونه بزبزقندی رو ميزنه ؟
شنگول ميگه : کيه ؟
گرگه ميگه : منم آقا گرگه …
شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثير صداقتش قرار ميگيرن و درو باز ميکنن …
 
 
ميگن واسه کسی بمير که برات تب کنه ،
الان يه نمه تب دارم ، برنامت چيه ؟
 
 
اگه کنترلت رو از دست دادی ، هيچ نگران نباش ، برو يکی ديگه بخر !
 
 
دو تا جمله خفن دارم نه حسين پناهی گردن ميگيره
نه دکتر شريعتی! موندم چيکارش بکنم‏؟؟؟؟؟؟‏ 
 
 
عزيزم چته؟ سردته؟ ميخوای بيای بغلم؟ . .. . .. . مکالمه ديشب منو بالشم
 
 
اصفهونیه
صبح بيدارميشه مى بينه زنش مرده دادميزنه
به دخترش ميگه:اکرم ننه ات مرده اندازه دو نفر چاى دم کن !
 
 
ديشب دفترچه قسطامو ورق ميزدم تمومی نداره ...
تا آخر عمر بدهکار
 
 
زنها دو وقت گريه می کنن : ۱ – وقتی فريب می خورن !2  – وقتی می خوان فريب بدن!!
 
 
چو هرگز نيابی نشانی ز شوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی.
ستاد تشويق دختران به درس خواندن !
 
  
اگه يه روز صبح خيلی خوشحال از خواب بلند شدی و ديدی
نه غمی ، نه زنی ، نه بدهی ،نه دردی !
بدون ديشب تو خواب مردی !
روحت شاد و يادت گرامی !